تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
خاطر اطلاعى ندارند در دعاى كميل آمده « وكلتهم بحفظ ما يكون منى و جعلتهم شهودا على مع جوارحى و كنت انت الرقيب على من ورائهم و الشاهد لما خفى عنهم » طبرسى « ام » را به معنى « بل » و همزه دانسته است . 81 -
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ
ان براى شرط است ، فرزند خدا بايد مجانس با خدا و معبود باشد ، زيرا فرزند هر چيز مشابه اوست در اين آيه با نفى عبادت ، وجود فرزند نفى شده است يعنى : اگر خدا فرزندى داشته باشد ، بايد من اولين پرستش كنندهء او باشم ، حالا كه چنين نيستم پس خدا فرزندى ندارد . در الميزان فرموده : در اينجا لازم بود حرف « لو » آيد كه به معنى نفى در گذشته است آمدن « ان » براى آنست كه مشركان از لجاجت به مرحلهء انصاف بيايند . به عبارت ديگر : نگفته خدا فرزند ندارد ، بلكه گفته : اگر فرزند مىداشت من عبادتش مىكردم . 82 -
سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
نوعى استدلال است بر نفى ولد و در عين حال تنزيه خداست ، يعنى پروردگار آسمانها و زمين كه ربوبيت مختص اوست از كجا فرزند مىشود داشته باشد ؟ ! الميزان فرموده : ظاهرا
رَبِّ الْعَرْشِ
عطف بيان
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
است زيرا مراد از سماوات و ارض مجموع عالم مشهود است و آن تحت حكومت خداست كه بر آن استقرار يافته و تدبير امر مىكند . آرى : كائنات با اين گستردگى از اتم تا سحابيها ، همه تحت نفوذ ارادهء حق تعالى انجام وظيفه مىكنند و در مسيرى كه او قرار داده روانند :
از اتم تا كهكشانها تا سحابيها همه * بندهء حقند و فرمانبر ، نه خود مختار
83 -
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ