تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
81 - بگو : اگر براى خدا فرزندى باشد من اولين عبادت كنندگانم . 82 - منزه است پروردگار آسمانها و زمين و پروردگار عرش ، از آنچه توصيف مىكنند . 83 - بگذار آنها را در باطل وارد شوند و بازى كنند ، تا روز موعودشان را به‌بينند . 84 - خدا همانست كه : در آسمان معبود است و در زمين معبود است و فقط اوست حكيم و عليم . 85 - دائم الخير است خدايى كه حكومت آسمانها و زمين خاص اوست ، علم قيامت نزد اوست و به سوى او برمىگرديد . 86 - معبودهايى كه جز خدا مىخوانند ، مالك شفاعت نيستند لكن آنهايى كه به توحيد اعتراف كرده‌اند مالك شفاعتند ، و مىدانند به چه كسى شفاعت كنند . 87 - و چون از آنها بپرسى چه كسى آنها را آفريده است ؟ گويند : اللَّه پس به كجا برمىگردند ؟ 88 - خدا مىداند گفتار آن حضرت را كه گفت : خدايا اينان قومى هستند ايمان نمىآورند . 89 - از دعوتشان صرف نظر كن ، بگو : سلام . به زودى خواهند دانست .

كلمه‌ها

ابرموا : ابرام : محكم كردن ، اصل آن از محكم كردن ريسمان است با . تاب دادن . برم نيز بدان معنى است ، اين دو كلمه در همه قرآن فقط در اين آيه آمده است . نجواهم : نجوى : سرى سخن گفتن و سخن سرى ، اسم و مصدر هر دو آمده است ، در مجمع گويد : نجوى در اصل به معنى دورى است ، گويى نجوى كنندگان خود را از مردم دور مىكنند . يخوضوا : خوض : داخل شدن در آب ، به طور استعاره به وارد شدن در امور اطلاق مىشود ، اكثر موارد آن در قرآن محلى است كه وارد شدن در آن مذموم است ( مفردات ) . يلعبوا : لعب : فعلى است كه مقصد صحيحى در آن قصد نشده است در