نهج البلاغه با جدّ مقابل آمده است
« فانه اللَّه و الجد لا اللعب »
خطبهء / 130 .
قيله : مصدر است مانند قول . در اقرب الموارد گويد : « قال يقول ، قولا و قالا و قيلا » .
فاصفح : صفح : عدم ملامت « ترك التثريب » راغب گويد : آن از عفو ابلغ است ، طبرسى آن را با عفو و تجاوز از ذنب يكى مىداند قول راغب بهتر به نظر مىآيد تا در آياتى نظير
وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا . . .
تغابن / 14 تكرار لازم نيايد .
شرحها
آيات شريفه تتمهء مطالب گذشته است كه مشركان تهديد و توبيخ شدهاند ، و نيز فرزند داشتن خدا نفى شده است ، به دنبال آن ، ربوبيت و الوهيت مطلق براى خدا در ترسيم بسيار عالى بيان گرديده است ، سپس با رمز تهديد
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
سورهء مباركه به پايان مىرسد .
79 -
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
ام در اينجا منقطعه و به معنى « بل » است يعنى : بلكه آنها براى حيلهاى تصميم گرفتهاند ، ما نيز در مقابلشان تصميم قاطع گرفتهايم نظير :
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ
طور / 42 .
80 -
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
ام مانند سابق به معنى « بل » است ، راجع به مكنونات خاطر آنهاست چنان كه « نجواهم » راجع به گفتههايى است كه از ديگران پنهان مىدارند .
على هذا « يكتبون » راجع به نجوى و كارهاى ديگر است زيرا ملائكه از مكنونات