به معاد استدلال شده است ، خلاصه استدلال آنست كه : اين خبر از جانب خداى شماست ، خدايى كه شما را آفريده و تمام وسائل شما را آفريده است ، حالا كه شما خلقت اول را با چشم مىبينيد چرا خلقت دوم را تكذيب مىكنيد ؟ ! آن گاه در آيات آينده فرموده : كتابى كه از بعث خبر مىدهد قرآن است و آن كتابى است كه دست جعل در آن كار نكرده و از جانب خدا نازل شده است .
ناگفته نماند : در اين آيات مظاهرى از جهان خلقت و آيات توحيد نقل شده كه براى هر انسان متفكر قانع كننده و جهت دهنده است .
57 -
نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ
.
مفعول « تصدّقون » خبر بعث است . يعنى چرا خبر بعث را كه ما مىدهيم تصديق نمىكنيد ؟ ! « خلقناكم » در حد تعليل است يعنى : ما شما را خلق كردهايم كه مىدانيد و اينكه مىگوئيم . باز خلق خواهيم كرد چرا نمىپذيريد ؟ بلا - تشبيه نظير آنست كه پدر مهربان و راستگويى به پسرش مىگويد : اينهم وسائل كه براى تو آماده كردهام فلان چيز را هم آماده خواهم كرد ، اين وعده كاملا قابل قبول است .
58 و 59 -
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ
.
كلمه « أ فرأيتم » براى دقت و توجه است يعنى شما در خلقت و قرار دادن نطفه در رحم مادران عاملى بيش نيستند ، خالق مائيم ، مائيم كه از نطفه . آدم به وجود مىآوريم ، آيا نمىتوانيم بار ديگر بيافرينيم ؟ ! 60 و 61 -
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ
.
يعنى : مرگ شما را ، ما تقدير كردهايم و در اين تقدير مغلوب نيستيم ، مىتوانستيم مرگ تقدير نكنيم ، و زندگى دائمى باشد ،
عَلى أَنْ نُبَدِّلَ
متعلّق است به « قدرنا » يعنى ما مرگ را ميان شما مقدر كردهايم بر اساس اينكه امثال