كلمهها
تمنون : امناء : ريختن منى در رحم « امنا الدماء : اراقها » نشأة : خلقت . به وجود آمدن .
تزرعونه : زرع : روياندن ، طبرسى بعد از گفتن اين معنى حديث رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را نقل كرده كه فرمود :
« لا يقولن احدكم زرعت و ليقل حرثت »
به معنى كاشتن نيز آيد نظير : « تزرعونه سبع سنين دأبا » .
حطاما : حطام : هيزم ، چيز شكسته و خشكيده ، آن از حطم به معنى شكستن است .
تفكهون : تفكه : خوردن فاكهة ، تمتع ، تعجب ، ندامت ، آن در آيه به يكى از معانى اخير است .
مزن : ابر . راغب ابر روشن گفت ، ابر سفيد ، ابر آبدار نيز گفتهاند .
مقوين : اغنياء و فقراء . در اقرب الموارد گويد : « اقوى فلان » به سه معنى است يعنى : فلان ببيابان نازل شد ، فقير گرديد ، غنى شد .
به نظر مىآيد « مقوين » راجع به دو معنى اخير است يعنى : همه چنان كه در مجمع فرموده است ، آن را مسافرين نازل در صحرا نيز گفتهاند آن فقط يك بار در كلام اللَّه آمده است .
شرحها
پس از تقسيم مردم به سه گروه و بيان مآل كار هر يك ، گفته شد : علّت عذاب كفار آنست كه از زى عبوديت خارج شده و بعث را انكار كردهاند ، در اين آيات