ضلالت در رابطه با اعمال بد ، تكذيب در رابطه با انكار معاد است ، اين دو وصف ، علّت عذابند .
52 و 53 -
لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ
.
ظاهرا « من زقوم » بيان « من شجر » است ، « منها » راجع به شجر مىباشد شجر مؤنث نيز به كار مىرود لذا ضميرش مؤنث آمده است . به نظر مىآيد نعوذ باللّه از كثرت گرسنگى شكم خود را از آن پر مىكنند .
54 -
فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ
.
نعوذ باللّه تشنگى ناچارشان خواهد كرد كه از روى زقوم آب جوشان بخورند ، « عليه » به شجر يا به مأكول راجع است .
55 -
فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ
.
يعنى نه تنها به طور عادى بلكه مانند شتر استسقا گرفته خواهيد خورد كه سير شدن ندارد .
56 -
هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ
.
يعنى پذيرايى آنها و آنچه بر آنها داده خواهد شد اين است .