41 - و اصحاب شمال ، چيست اصحاب شمال .
42 - در حرارت و آب جوشانند .
43 - و در سايهاى از دود شديد .
44 - كه نه خنك است و نه گوارا .
45 - آنها پيش از اين اهل طغيان بودند .
46 - و بر گناه بزرگ اصرار مىورزيدند .
47 - و مىگفتند : وقتى كه بميريم و خاك و استخوانها گرديم ، آيا مبعوث شدگانيم .
48 - آيا پدران گذشته ما نيز ؟
49 - بگو اولين و آخرين .
50 - جمع شدگانند تا وقت روز معلوم .
51 - سپس شما اى گمراهان و تكذيب كنندگان .
52 - يقينا خواهيد خورد از درختى از زقوم .
53 - پر كنندهايد از آن شكمهاى خود را .
54 - نوشندهايد بر آن از آب جوشان .
55 - نوشندهايد مانند شترهاى عطشان .
56 - اين است پذيرايى آنها در روز جزا .
كلمهها
شمال : چپ . ضد يمين . اصحاب شمال كسانى هستند كه نامه عمل به دست چپشان داده مىشود و يا شومى آنها را گرفته است .
سموم : باد گرمى است كه مانند سم در بدن نفوذ مىكند ( راغب ) طبرسى نيز چنين فرموده است « حميم » : آب جوشان .
يحموم : دود . در اقرب الموارد ، دود و هر شىء سياه گفته است . راغب و طبرسى : شىءاى كه از سوختن پيه بوجود آيد گفتهاند .