طبرسى فرموده : گويند اصحاب يمين كسانى هستند كه نامه عمل به دست راستشان داده مىشود ، الميزان نيز آن را اختيار كرده است ، به نظر مىآيد : اين فقط براى مشخص شدن نيكوكاران از بدكاران باشد و اللَّه العالم .
استفهام در
ما أَصْحابُ الْيَمِينِ
براى تفخيم امر و تعجب از حال آنهاست ، و آن خبر
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ
مىباشد .
28 - 31 -
فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ
.
نكره در همه اينها براى تفخيم و غير قابل توصيف بودن است ، ظل ممتد سايهايست كه آفتاب آن را از بين نبرد ، معنى كلمات در « كلمهها » گذشت .
32 و 33 -
وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
.
يعنى آن فاكهه فصلى نيست كه گاهى باشد و گاهى نباشد و نيز هيچ عاملى اهل بهشت را از آن منع نتوان كرد ، بلكه پيوسته است و هميشه در اختيار مؤمن مىباشد .
34 -
فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ
.
ظاهر آن به معنى بساطهاى عالى است و گويند : يعنى زنانى كه در عقل و كمال و زيبايى عاليقدر مىباشند ، به زن انسان گفته مىشود : فراش اوست روايت معروف
« الولد للفراش و للعاهر الحجر »
از آن است . مؤيد اين قول آيه بعدى است كه فرموده :
35 - 37 -
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً عُرُباً أَتْراباً
.
آيه اول نشان مىدهد كه آنها طورى آفريده شدهاند كه بر آنها عوارض زنان دنيا از قبيل پيرى ، فرسودگى ، نازيبايى و مانند آن عارض نمىشود وانگهى هر موقع شوهرشان به آنها نزديكى كند آنها را باكره خواهد يافت .