است ، اين كلمه فقط يك بار در كلام يافته است .
اكواب : جامها و كاسهها ، مفرد آن كوب است ، راغب كاسه بىدستگيره « قدح لا عروة له » گويد ، طبرسى آن را از قتاده نقل كرده و فرمايد :
اباريق كوزههاى گردندار و دستگيرهدار است .
كأس : كاسهء پر از شراب ، « الاناء بما فيه من الشراب » در ظرف تنها و شراب تنها نيز به كار رفته است .
معين : جارى شونده ، معن : جارى شدن « معن الماء : سال » .
لا يصدعون : صدع : شكافتن . سر درد را از آن صداع گويند گويى سر را مىشكافد . « لا يصدعون » : به سر درد نمىافتند .
ينزفون : ( از باب افعال ) . نزف و انزاف : خارج شدن و خارج كردن . لازم و متعدى هر دو آمده است « لا ينزفون » يعنى عقل خود را از دست نمىدهند ( مست نمىشوند ) .
تأثيم : نسبت دادن اثم و گناه به ديگرى .
شرحها
اين آيات در بيان احوال سابقون است كه به علّت فضيلت از اصحاب يمين و اصحاب شمال جلو افتادهاند .
ناگفته نماند : پاداش و بهشت اينها با بهشت اصحاب يمين فرق دارد ، چنان كه از ملاحظه آيات معلوم مىشود گر چه بهشت هر دو ابدى و جاودان است .
به حكم
« الدنيا مزرعة الاخرة »
محصول دو گروه با هم متفاوت است ، در آيات هر دو گروه دقت شود .
11 و 12 -
أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ
.