منظور از « خاصة اللَّه » امامان عليهم السّلام هستند چنان كه مجلسى در مرآت - العقول فرموده است .
اما اگر غرض از سابقون و مقربون ، انبياء و ائمه و غير آنها نيز باشد ، در اين صورت بايد فكر كرد : چرا در اين امت كم هستند با آنكه تا قيامت ، تعداد اين امّت ميليونها برابر گذشتگان خواهد بود « 1 » ! از آيات :
عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ
كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
مطفّفين / 28 و 21 نيز چيز بيشتر استفاده نمىشود و اللَّه اعلم .
15 و 16 -
عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ
.
نكره آمدن « سرر » براى غير قابل وصف بودن است ، روبرو نشستن در آيات ديگر نيز آمده و حاكى از كمال اشراف به همديگر است ، مبتدا در آيه محذوف است يعنى : « هم على سرر . . . » .
17 و 18 -
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
.
ولدان جمع ولد به معنى غلام است مراد از مخلّدون پيوسته بودن آنها در زيبايى و جوانى و نظير آنست در سوره هل اتى آمده
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً
/ 19 ، باء در « باكواب » به معنى مصاحبت ( مع ) است ، مراد از « يطوف » گردش كردن بر اطراف آنان و در خدمت آنها بودن مىباشد .
كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
يعنى شرابى از چشمهاى آشكار و جارى ، آن گاه در وصف شراب بهشتى فرموده :
19 -
لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ
.
هامش
( 1 ) در خصال از رسول خدا ( ص ) نقل شده :
« اهل الجنة مائة و عشرون صفا هذه الامة منها ثمانون صفا »