منظور از سؤال منفى سؤال استخبار است يعنى از خود انسان سؤال نمىشود گناهت چيست ؟ زيرا گناه او به وسيله نامه عمل و وسائل ديگر معلوم است و آن گهى قيافهاش گناهكار بودن را نشان خواهد داد چنان كه در آيهء بعدى خواهد آمد .
اگر جان در آيه
وَ خَلَقَ الْجَانَّ . . .
هم به معنى ابو الجن باشد در اين آيات به معنى جن مطلق است .
41 و 42 -
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ فَبِأَيِّ آلاءِ . . .
.
گويى اين آيه جوابى است به سؤالى كه از آيه سابق متولد مىشود و آن اينكه ، اگر از گناه آنها سؤال نشود ، پس از كجا معلوم مىشود كه گناهكار هستند در جواب فرموده :
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ . . .
آيه شاهد است به اينكه قيافه گناهكار مقصر بودن او را حكايت خواهد كرد ، شايد نحوهء گناه را نيز حكايت كند .
آن گاه فرموده : از موى پيشانى و از قدمها گرفته و به آتش انداخته مىشوند جهت نعمت بودن اين عذاب در بالا گفته شد .
43 -
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ
.
اين آيه به تقدير « يقال » است يعنى آن روز گفته مىشود : اين آن جهنم است كه مجرمان تكذيب مىكردند .
طبرسى احتمال داده كه شايد اين آيه خطاب به حضرت رسول باشد ، در آن صورت احتياج به تقدير نيست .
44 و 45 -
يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ فَبِأَيِّ آلاءِ . . .
.
ظاهرا منظور آنست كه گاهى ميان جهنم حركت مىكنند و گاهى ميان آتش سوزان كه در جهنم است ، على هذا « بينها - بين » هر يك مستقل از ديگرى