تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
46 - موسى را با دلائل خود به سوى فرعون و قومش فرستاديم ، گفت : من فرستادهء رب العالمينم . 47 - چون آيات ما را به آنها آورد ، آن گاه آنها به آيات مىخنديدند ( مسخره مىكردند ) 48 - به آنها معجزه‌اى نشان نمىداديم مگر آنكه از نظيرش بزرگتر بود . . . تا از شرك برگردند . 49 - گفتند : اى جادوگر خدايت را طبق وعده‌اى كه به تو داده است بخوان كه ما هدايت پذيريم . 50 - چون عذاب را از آنها زايل كرديم ، آن وقت گفته خويش را مىشكستند . 51 - فرعون با صداى رسا در ميان قوم خويش گفت : آيا حكومت مصر مال من نيست ؟ آيا اين نهرها از زير كاخ من روان نيست . . . ؟ 52 - بلكه من بهترم از اين ، كه حقير است و نزديك نيست كه كلام خويش را روشن كند 53 - چرا بر او بازو بندهايى از طلا ، انداخته نشده يا چرا ملائكه با او با هم نيامده‌اند ؟ ! 54 - عقل قوم خويش را سبك كرد از او اطاعت كردند زيرا كه قومى فاسق بودند . 55 - چون ما را بخشم آوردند از آنها انتقام كشيده و همه را غرق كرديم . 56 - آنها را مقدم بر آتش و موعظه براى آيندگان گردانديم .

كلمه‌ها

ملائه : ملء ( بفتح اول ) : پر كردن . خواه پر كردن با آب باشد يا با غير آن . ملاء : جماعت يا جماعت اشراف . به جماعت ملاء گويند كه زمين را پر كرده‌اند ، به اشراف سلطان ملاء گويند كه هيبتشان سينه‌ها را پر كرده است . كشفنا : كشف : زايل كردن و آشكار كردن « كشف اللَّه غمه : ازاله » در آيه معناى اول مراد است . ينكثون : نكث : شكستن . نظير نقض .