مرهون بودن به عذاب است ، على هذا استثناء اصحاب يمين مانعى ندارد و ميان دو آيه تعارضى نيست .
22 -
وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
.
شرح بعضى از نعمتهاى آنهاست كه در
كُلُوا وَ اشْرَبُوا
اجمالا گذشت .
امداد آوردن چيزى است بعد از چيزى ، يعنى فاكهة و لحم را پى در پى در اختيار آنها مىگذاريم ،
أَمْدَدْناهُمْ
در معناى مضارع است ،
مِمَّا يَشْتَهُونَ
از لحاظ مفهوم جملهء عجيبى است نظير
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
زخرف / 71 .
23 -
يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ
.
منظور از تنازع تسابق در گرفتن كاسهء شراب است ولى نه از روى بيهودگى و از روى نسبت دادن به گناه ، بلكه از كثرت شادى و از روى شوخى . « فيها » در هر دو ظاهرا راجع به جنت است نظير :
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً
واقعه / 25 ،
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً
نبأ / 35 .
على هذا آيهء شريفه حاوى دو مطلب است اول : در آن بهشت روى كاسهء شراب نزاع مىكنند . از اين سخن سؤالى متولد مىشود كه مگر در بهشت نزاعى هست ؟ در جواب فرموده :
لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ
و از آن معلوم مىشود كه اين نزاع و تسابق از كثرت شادى است نه از روى دروغ گفتن و نسبت دادن گناه .
24 -
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
.
در آيهء ديگر فرموده .
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ
واقعه / 17
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً
دهر / 19 ، همهء آيات دربارهء خدمتكاران بهشتى است ، مرواريد هر قدر پوشيده باشد ، با صفا و سفيد و پاك و خوشايند مىشود ، منظور از طواف ، گردش براى خدمت است .
لام در
غِلْمانٌ لَهُمْ
حاكى است كه آنها غلمان بهشتى هستند ، نه غلامان