دنيا و گرنه مىفرمود « غلمانهم » .
25 -
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
.
اشاره است به سخن گفتن آنها ، آيات بعدى حاكى است كه اين تسائل راجع به دنيا خواهد بود .
26 -
قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
.
راغب گويد : إشفاق عنايتى است آميخته به خوف ، اگر با « من » متعدى شود معنى خوف در آن ظاهرتر است مانند
وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ
و چون با « فى » باشد معنى عنايت ظاهرتر است مانند
كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
.
از اين معلوم مىشود كه آنها در ميان خانوادهء خود به مسائل توحيد و معاد عنايت داشتهاند تا خانوادهشان نيز اهل توحيد و ايمان باشند .
27 -
فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ
.
تفريع است بر آيهء قبل ، منت به معنى انعام دادن و مورد عنايت قرار دادن است .
28 -
إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
.
تعليل است براى
فَمَنَّ اللَّهُ . . .
جمله
إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ
نيز تعليل صدر آيه است « برّ » از اسماء حسنى است به معنى نيكوكار و احسان كننده . يعنى خدا را از پيش مىخوانديم زيرا كه ميدانستيم احسان كننده است ، دعا را اجابت مىفرمايد .
اينان مردمانى مؤمن و موحد و در عين حال اهل
وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
بودهاند ، در نتيجه اهل بهشت شدهاند .