حجره تكهاى از زمين است كه به وسيلهء ديوار ( و غيره ) محجور و محاط شده ، آن به معنى مفعول ( محجوره ) است ، منظور حجرههاى زنان آن حضرت است .
5 -
وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
.
يعنى : راه صحيح آنست كه صبر بكنند تا تو در وقت خود خارج شوى و به خواسته آنها برسى
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
حاكى است كه گذشته مورد عفو مىباشد زيرا كه از روى جهالت و نادانى واقع گرديده است ، امّا ديگر چنين نكنند ،
خَيْراً لَهُمْ
به علت مراعات احترام پيامبر است .
6 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
.
از اين آيه جريان وليد بن عقبه شروع مىشود كه در بيان شأن نزول گفته شد ، قيد « فاسق » نشان مىدهد كه عمل به خبر عادل و موثق جائز است ، اين آيه در واقع دو اصل عقلايى را بيان و امضاء مىكند اول عمل كردن به خبر واحد موثق و مورد اطمينان ، زيرا انسان در بسيارى از كارهاى زندگى جز اين راهى ندارد ، هر خبر نمىتواند متواتر و مستفيض باشد ، آيه از دلائل حجيت خبر واحد است .
دوم : عدم اعتنا به خبر آدمى كه پاى بند راست و دروغ نيست و وصف فاسق بر او صادق است ، اين نيز بناى عقلاست كه به خبر چنين كسى ارزش قائل نمىشوند على هذا مىشود گفت : اين آيه تأسيس حكم نمىكند بلكه بناى عقلا را امضاء مىنمايد ( از الميزان ) .
أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
.
تعليل تبين و تحقيق است ،
أَنْ تُصِيبُوا
تقديرش « كراهة ان تصيبوا » است « بجهالة » روشن مىكند كه خبر فاسق علم و اطمينان نمىآورد ، در شروع به كارى