تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

شرحها

وقتى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به جهاد تشريف مىبردند چند گروه در مدينه مىماندند : گروه معلولين ، مريضان ، گروهى كه به هيچوجه وسيله حركت و مئونه نداشتند چنان كه در سورهء توبه گذشت ، در اين بين گروهى از منافقان نيز عذر بى جا تراشيده و حاضر به جنگ نمىشدند ، همهء اينها را مخلّفين و بازماندگان مىناميدند . در جريان حديبيه قبائل : جهينه ، مزينه ، غفار ، اشجع ، اسلم و دئل از فرمان حضرت اطاعت نكرده و گفتند : محمّد و يارانش به طرف قومى مىروند كه ديروز در نزد خانه‌هايشان آمده و آنها را كشتند ( اشاره به احد ) در اين سفر حتما سلامت به مدينه بر نمىگردند « 1 » ولى پس از برگشتن آن حضرت آمده و گفتند : اموال و خانواده مانع آمدن ما شدند . در اين آيات كه فصل سوم از آيات سوره است مىگويد : چون به مدينه برگشتى منافقان عذر خواهند آورد كه با تو نيامدند ولى دروغ مىگويند عذرى نداشتند و چون خواستيد براى فتح خيبر برويد خواهند گفت بگذاريد ما هم بيائيم بگو : هرگز تابع ما نخواهيد شد ، خداوند غنائم خيبر را مخصوص شما كرده با اين سخن مىخواهند سخن خدا را عوض كنند . ولى به آنها بگو : به زودى براى جنگ قوم نيرومندى دعوت خواهيد شد ، اگر اجابت كرديد مورد نظر خدا خواهيد بود ، در آخر فرموده : اگر مريضان و لنگان و نابينايان به جنگ حاضر نشوند مانعى ندارد ، معلوم مىشود كه وقت نزول آيات ، آن حضرت هنوز داخل مدينه نشده بودند .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، الميزان .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 236 | على اكبر قرشى بنابى