رقاب : رقبه : گردن . جمع آن رقاب است .
اثخنتموهم : ثخن ( بر وزن عنب ) غليظ شدن و محكم شدن است راغب گويد :
« ثخن الشيء » آن گاه گويند كه چيزى غليظ شود و از جريان باز ماند ( مثل غليظ شدن شيره ) و به آنكه زخم زنند و از حركت باز ماند به طور استعاره گويند « ثخنته ضربا » منظور از آن در آيه زخمى كردن و عاجز نمودن است .
شدوا : فعل امر است از شد به معنى محكم بستن .
وثاق : ( بفتح واو و كسر آن ) چيزى است كه با آن مىبندند مانند زنجير و ريسمان . به معنى بستن نيز آيد نظير
وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ
.
منا : منت گذاشتن ، تقدير آن « تمنون منا » است .
فداء : فداء و فديه : عوض ، مصدر نيز آيد به معنى عوض گرفتن تقدير آن « تفدون فداء » است .
اوزار : اوزار در آيه به معنى اسباب و سلاحهاى جنگ است طبرسى فرموده : وزر به معنى محمول و بار است ، علت اين تسميه آنست كه سلاح جنگ به وسيلهء جنگاوران حمل مىشود .
انتصر : انتصار به معنى انتقام است « انتصر منه : انتقم » .
شرحها
در اين آيات يك واقعيت بسيار عالى مطرح شده است و آن اينكه كفّار هر تلاش كه در براندازى دين حق بكنند به مقصد نخواهند رسيد ولى اهل ايمان و عمل حالشان اصلاح و گناهشان آمرزيده خواهد شد ، زيرا كه كفار به چيز باطل و بىپايه چسبيدهاند و اهل ايمان به حق و ثابت .