تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
ديگرى نيز هست نظير :
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ
فاطر / 14 .
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا . . .
بقره / 166 . 7 -
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
. آيه در مقام توبيخ و در رابطه با آيات گذشته است ، كلمه « بينات » براى تأكيد مطلب است يعنى آيات ما آياتى روشنگر و شناخت دهنده است ، نه سحر چنان كه آمدن « للحق » نيز براى همين است كه عبارت اخراى آيات بينات مىباشد . 8 -
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
. ام منقطعه است به معنى « بل » يعنى بلكه مىگويند : قرآن را به خدا افتراء بسته است . دربارهء افتراء نبودن قرآن در اين آيه دو دليل اقامه شده است اول :
إِنِ افْتَرَيْتُهُ . . .
يعنى : اگر من قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده باشم خدا مرا معاقب مىكند و شما نمىتوانيد مرا از دست خدا بگيريد ، پس چرا خودم را به خاطر شما در عذاب خدا قرار بدهم ؟ ! و يا منظور آنست كه : اگر چنين باشد خدا از پيشرفت من جلوگيرى مىكند شما نيز قدرت دفاع از من نداريد نظير :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
حاقه / 44 در اين صورت منظور آنست كه : اگر كسى به ناحق ادعاى نبوت كند خدا او را يارى نمىكند كه حق بگويد و درست استدلال كند تا اهل تحقيق آن را حق بدانند .
هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ
تأكيد استدلال اوّل است يعنى خدا به آنچه دربارهء قرآن مىگوئيد داناتر است قهرا مرا يارى خواهد كرد ، منظور از « ما » سحر و تكذيب و ضمير « فيه » راجع به قرآن است و شايد مقدمه دليل دوم باشد .