حيوان و نبات نيستند ، اگر تشكيل ابرها و بارانها نبود كار زندگى زار بود .
وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
توليد نسيمها و بادها از ضرورتهاى زندگى است ، اگر بادها نبود ابرها در سطح اقيانوسها راكد مىماندند حركت ابرها و تشكيل باران و برف ناممكن بود ، وانگهى هواى اطراف زمين در اثر راكد ماندن متعفن مىشد ، زندگى را دچار اشكالات مىكرد ، ميوهها تلقيح نمىشدند و صدها فوائد ديگر .
« تصريف » به معنى برگرداندن است ، اين نشان مىدهد كه وزش بادها به صورت دائره است نه افقى ، بلكه از دريا به خشكى و از خشكى بدرياست ، در واقع هوايى كه از محلى حركت كرده باز به محل خودش بعد از تصفيه شدن باز مىگردد .
آرى آنان كه اهل تعقل و تفكر هستند از اين آيات به وجود خالق و تدبير او پى مىبرند . در اين آيات تعقل لازم است با صرف تسليم درست شدنى نيست .
6 -
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ
.
منظور از آيات اللَّه آيات گذشته مىباشد با در نظر گرفتن آنكه بيان آيات طبيعت نيز هستند ، اگر مردم به اين آيات كه زبان گوياى هستى مىباشند ايمان نياورند و تسليم نشوند ديگر چيزى نمىماند كه به آن ايمان آورند گويى منظور از ايمان آنست كه توأم با تسليم و عمل باشد و گرنه ، دانستن با عدم تسليم فائدهاى ندارد نظير :
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
جاثيه / 23 .
« بالحق » قيد تلاوت است يعنى تلاوت از روى حق و لازم است نه از روى باطل و بيهوده بودن ، دربارهء
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ
دو تفسير هست يكى آنكه تقدير آن « بعد حديث اللَّه » است در اين صورت ، مراد از حديث قرآن