5 -
وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
.
اينها نيز مصداق « ما بين السماوات و الارض » مىباشند ، منظور از « رزق » باران است كه سبب رزق مىباشد و يا خودش از اقسام رزق است .
زندگى در نور دائم و ظلمت دائم امكان پذير نيست زيرا ظلمت سرما توليد مىكند و نور دائم درجه حرارت را بالا مىبرد ، مىدانيم كه زمين در هر ساعت هزار ميل به دور خود مىچرخد از اين قرار شب و روز بيست و چهار ساعت شدهاند ، اگر بعوض هزار ميل ، صد ميل مىچرخيد طول شب و روز دويست و چهل ساعت مىگرديد ، در اين صورت موجودات زنده در سرماى يكصد و بيست ساعته شب منجمد مىشدند بقيه نيز در گرماى يكصد و بيست ساعته روز حسابشان روشن بود كجا مانده كه نور دائم يا ظلمت دائم باشد .
اما در صورت بيست چهار ساعت بودن هنوز سرماى شب به صورت ناراحت كننده نيامده ، روز مىآيد و آن را جبران مىكند و هنوز حرارت روز تشديد نشده غروب فرا مىرسد و هوا معتدل مىگردد ، پس پى در پى بودن شب و روز يك امر تصادفى نيست بلكه يك كار ضرورى و از روى حكمت و مصلحت و اراده حق تعالى است ، لذاست كه قرآن مجيد در بيان دلائل توحيد به « و اختلاف الليل و النهار در آيات متعدد تكيه مىكند .
وانگهى به حكم
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ
آفتاب بر سطح درياها كه هزار فرسخ در هزار فرسخند مىتابد ، آبها تبخير مىشوند ، با وزش نسيم و باد از سطح اقيانوسها به خشكيها حركت مىكنند ، آن گاه به صورت باران و برف در زمين مىنشينند تا زمين را زنده كرده و آماده روئيدن گياهان بنمايند ، درياها و اقيانوسها در اثر كثرت املاحى كه دارند قابل شرب و استفاده براى انسان و