نقل شده : هر كس بگويندهاى گوش دهد او را اطاعت كرده است ، اگر گوينده از خدا نقل مىكند او عبادت خدا كرده است و اگر گوينده از شيطان نقل مىكند ، شنونده از شيطان عبادت كرده است « 1 » .
عهد و توصيهء اهلى همانست كه به وسيلهء انبياء به بشر شده است ، در سورهء اعراف آمده :
يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ
/ 27 ، به قول بعضى مراد از عهد همانست كه در عالم « ذر » آمده است و در سورهء اعراف گذشت
إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
تعليل
لا تَعْبُدُوا
است .
وَ أَنِ اعْبُدُونِي . . .
عطف است بر
لا تَعْبُدُوا
و يا عطف تفسير آيهء قبلى مىباشد ، « هذا » اشاره است به عبادت پروردگار ، يعنى راه راست همان عبادت و بندگى خداست ، كه آفرينندهء كائنات و انسانها را بشناسى و از فرمان او اطاعت نمايى .
ناگفته نماند : در آيهء شريفه ، قيامت در حال وقوع فرض شده است .
62 -
وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ
ما امروز ميدانيم كه شيطان بسيارى از اقوام گذشته را اضلال كرده است باز گول شيطان را مىخوريم ، خدا در آن روز خواهد فرمود : شما كه مىدانستيد او اقوام گذشته را گول زده است آيا نمىفهميديد ؟ .
ناگفته نماند : در زندگى دو راه بيشتر نداريم : راه خدا و راهى كه نفس و شيطان به آن دعوت مىكنند ، گر چه شيطان نيز از حول و قوهء الهى و از مهلت او استفاده مىكند .
هامش
( 1 )
عن الباقر عليه السلام من اصغى الى ناطق فقد عبده فان كان الناطق يروى عن اللَّه فقد عبد اللَّه عز و جل و ان كان الناطق يروى عن الشيطان فقد عبد الشيطان »
از تفسير صافى .