تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
اگر كسى سخن ديگرى را قبول نكند ، علّت آن يكى از دو چيز مىتواند باشد اول آنكه سخن او سخن باطل و ناحقّ است ، دوم آنكه : غرض فاسدى دارد و مىخواهد به مال و منال برسد . ولى اينها « مهتدون » هستند و سخن حق مىگويند ، از آن طرف مزدى هم از شما نمىخواهند . 22 -
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
. تكميل سخن فوق است دربارهء خود و در عين حال ، استدلال براى آنهاست يعنى اگر بنا باشد ، عبادت شود ، بايد به كسى عبادت شود كه هم آفريننده است و هم بازگشت به سوى اوست . على هذا چرا من به چنين كسى عبادت نكنم و شما عبادت نكنيد « 1 » . 23 -
أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ
. نفى خدايان مشركان است ، يعنى خدايان باطل از من دفاع و دفع ضرر نتوانند كرد .
لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ
در مقام آنست كه : آنها جلو ارادهء خدا را نتوانند گرفت ،
وَ لا يُنْقِذُونِ
حاكى است كه بعد از افتادن به ضرر ، قدرت نجات دادن را ندارند . ظهور
لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ
در آنست كه شفاعت دارند ولى شفاعتشان مؤثر نيست ، ولى سالبه به انتفاء موضوع است چنان كه در مجمع البيان فرموده : « لا شفاعة لهم فتغنى » . 24 و 25 -
إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ
. يعنى با علم به اينكه معبودها كاره‌اى نيستند . اگر باز عبادتشان كنم در ضلالت آشكارى هستم ، آن گاه صريحا اظهار ايمان مىكند . اگر « ربكم » خطاب
هامش
( 1 ) « ترجعون » را مىشود حال يا استقبال معنى كرد .