را پيامبر مىدانيم و خدا بر اين رسالت گواه است ، على هذا بايد شما را تبليغ نمائيم ، ( در وهلهء اوّل ) وظيفهء ما فقط ابلاغ اين رسالت است .
18 -
قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ
.
منظورشان آن بود كه آمدن شما باعث سر و صدا و جنجال گرديد ، و و آرامش ما را بر هم زد ، پس آمدن شما را به فال بد مىگيريم اگر بس نكنيد ، سنگبارانتان خواهيم كرد ، و عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد .
19 -
قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ
.
يعنى فال بد شما و سبب بدبختى شما و چيزى كه بايد به فال بد بگيريد با خود شماست ، و آن اعراض از حق و توحيد است .
إِنْ ذُكِّرْتُمْ
استفهام توبيخى است جواب آن « تطيرتم هددتم » مىباشد يعنى اگر به فال بدتان تذكر داده شديد ، تهديد مىكنيد ! و فال بد مىزنيد ؟ ! ! ( عجبا كه در صورت تذكر تهديد مىكنيد ) .
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ
اعراض است از سخن سابق ، يعنى بلكه علّت اصلى تكذيب شما آنست كه متجاوز هستيد .
20 و 21 -
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
.
ظاهر آنست كه : اين شخص در دورترين قسمت شهر ، شنيده كه عدهاى به شهر آمده و مردم را تبليغ مىكنند ، لذا شتابان به آنجا آمده كه به بيند چه خبر است ، و چون در سخن فرستادگان تأمل كرده ، دانسته كه آنها پيامبر هستند ، لذا در مقام دفاع از آنها گفته است : اى قوم من به اين پيامبران ايمان بياوريد . و در آيه بعدى به اين گفته استدلال مىكند .