تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
23 - آيا جز او خدايانى بگيرم ، اگر خداى رحمان ضررى براى من بخواهد ، شفاعت آنهايى نيازم نمىكند و نجاتم نتوانند . 24 - من آن وقت در گمراهى آشكارم . 25 - من به پروردگارتان ايمان آوردم از من بشنويد . 26 - گفته شد : داخل بهشت شو ، گفت اى كاش قوم من مىدانستند . 27 - كه خدايم مرا آمرزيد و از اهل كرامتم گردانيد . 28 - بعد از او بر قوم او از آسمان لشكرى نفرستاديم ، و قشون فرستنده نبوده‌ايم . 29 - نبود مگر صيحه‌اى ، ناگاه همه مردگان بودند . 30 - اى تأسف بر بندگان كه هيچ پيامبرى به سوى آنها نمىآيد ، مگر مسخره‌اش مىكنند . 31 - آيا ندانسته‌اند چه قدر از نسلها را پيش از آنها هلاك كرده‌ايم ، كه به سويشان برنمىگردند . 32 - نيست همهء شان مگر آنكه پيش ما جمع شده و براى حساب‌ها حاضر شده‌اند ،

كلمه‌ها

قريه : شهر . اين كلمه اغلب در شهر و گاهى در روستا به كار رود ، در قاموس و اقرب الموارد گويد : « القرية : المصر الجامع » در در اقرب اضافه كرده كه به شهر و غير آن گفته مىشود ، حتى بلانهء مورچه « قرى النمل » گويند . اصل قرى به معنى جمع كردن است ( قاموس قرآن ) . عززنا : عزّت : توانايى « عزّ الرجل عزّا . . . : قوى بعد ذلّة » . تعزيز : تقويت . « عزّزنا » : تقويت كرديم . تطيرنا : يعنى : فال بد زديم ، طيره : فال بد . اصل تطير ، فال بد زدن به وسيلهء پرندگان است ، سپس در هر فال بد به كار مىرود ، لذا
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 68 | على اكبر قرشى بنابى