شدهاند ، « قال » به علت محقق الوقوع بودن است . در مجمع البيان فرموده : مقيم به معنى دائم لا يزول است .
46 -
وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ
.
صدر آيه راجع به قيامت است يعنى گفته مىشود : اينها از اول سرپرستانى جز خدا نداشته و دعوايشان دربارهء معبودها از اول باطل بوده است ذيل آيه در رابطه با همهء مطالبى است كه از آيهء 44 شروع مىشود » .
47 -
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ
.
پس از بيان حال اهل ضلالت و هدايت ، در اين آيه عموم مردم مخاطب كه فرمان خدا را اجابت نمايند ، استجابت و اجابت يكى است .
لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ
يعنى از جانب خدا براى آن برگرداندن نيست ، به عبارت ديگر : آن يقينى است و خدا آن را بر نمىگرداند ، نه اينكه كسى نمىتواند برگرداند .
در مجمع و جوامع ، نكير را انكار و تغيير معنى كرده است ، در اين صورت معنى چنين مىشود : آن روز نه پناهگاهى از عذاب داريد و نه مىتوانيد آن را تغيير بدهيد .
الميزان فرموده : نه از خدا پناهگاهى داريد و نه مىتوانيد اعمال خويش را انكار كنيد چون همه چيز آشكار شده است بعضى ديگر نيز نظير الميزان گفتهاند .
48 -
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ
.
تسليتى است بر آن حضرت كه در مقابل اعراض مشركان ناراحت نباشد زيرا