سنگين مىآيد ولى مانعى نيست ، خداوند ديگران را به طرف آن مىآورد كه قبول آن را سنگين نشمارند على هذا اين قسمت آيه نظير ،
فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ
انعام / 89 ، است .
بنا بر اين ضمير « اليه » در هر سه مورد راجع است به
ما تَدْعُوهُمْ
كه همان دين توحيد باشد ، در عين حال مىشود « اليه » دوّم و سوّم به « اللَّه » برگردد .
14 -
وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ
.
يعنى : اختلاف در دين از جانب كسانى بود كه به حق بودن دين علم داشتند ولى حسد و ظلمى كه در ميانشان متداول بود ، سبب اختلاف در دين گرديد .
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
.
منظور از كلمه ، وعده مهلت است كه در آيه
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
بقره / 36 گذشت اگر اين وعده نبود ، آنها در اثر اختلاف عمدى هلاك مىشدند .
ناگفته نماند : قوم عاد و ثمود و ديگران كه هلاك شدند آنهايى بودند كه رو در رو پيامبران را تكذيب كردند ولى اختلاف كنندگان با قبول پيامبران در دين آنها اختلاف نمودند ، اين دو گروه غيرهم هستند .
وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
مراد از « الذين » كسانى مىباشند كه بعد از اختلاف كنندگان ، وارث كتاب گرديدند ، پدرانشان با علم و دانسته در كتاب و دين اختلاف كردند ، امّا آنها در كتاب به شك شديد افتادند .
15 -
فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما