تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
ناگفته نماند : انسان يك دفعه گناه مىكند به گمان اينكه دست و پايش از آن خبر ندارند و يك دفعه گناه مىكند به گمان آنكه خدا از آن خبر ندارد ، آيه در صدد بيان آنست كه : شما به وقت گناه كردن ، شهادت اعضاء را سبك نمىشمرديد و نمىگفتيد : اينها خبر ندارند بلكه خدا را سبك مىشمرديد و مىگفتيد : او خبر ندارد امّا ديديد كه خدا خبر داشت ، اعضاء را به تكلّم در آورد و از آنها بر علم خود و بر عمل شما گواهى گرفت . « ان يشهد » منصوب به نزع خافض و تقديرش « من ان يشهد » است يعنى شما خودتان را مخفى نمىكرديد از اينكه اعضاء بدن بر شما شهادت دهند و نمىگفتيد اينها شهادت مىدهند ، بلكه مىگفتيد : خدا از ما خبر ندارد . قيد « كثيرا » شايد براى آنست كه عقيده داشتند خدا به بعضى از اعمال آگاه است . 23 -
وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ
. يعنى : اين ظنى كه كرديد و گفتيد : خدا از كار ما آگاه نيست ، شما را هلاك كرد . ناگفته نماند : اين ظن مساوى با انكار معاد است « ذلك » اشاره است به ظن ، على هذا
ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ
مبتدا و خبر آن « ارادكم » است يعنى « ذلك الظن ارداكم » گويند : مىشود « ظنكم » بدل باشد از « ذلكم » ، معنى در هر دو صورت يكى است . در مجمع از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : « ينبغى للمؤمن ان يخاف اللَّه خوفا كانه يشرف على النار و يرجوه رجاء كانه من اهل الجنة ان اللَّه تعالى يقول و ذلكم ظنكم الذى . . . ثم قال ان اللَّه عند ظن عبده به إن خيرا فخير و ان شرا فشرّ » .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 424 | على اكبر قرشى بنابى