« يوزعون » يعنى منع كرده مىشوند از پراكنده شدن .
تستترون : استتار : اختفا و مخفى شدن ، منظور از آن مخفى كردن خودشان است .
ارداكم : ردى : هلاكت . ارداء : هلاك كردن .
يستعتبوا : عتبى : رضا و خوشنودى . استعتاب : طلب خوشنودى اعتاب : راضى كردن . معتب به صيغهء مفعول كسى است كه خوشنودى خواستنش و عذرش پذيرفته شود .
قيضنا : قيض : شكافتن و شكافته شدن « قاض الشيء قيضا : شقه فانشق » .
تقييض : را تبديل و تقدير و آماده كردن گفتهاند « قيضنا » : آماده كردهايم .
قرناء : قرين : مقرون و همنشين و رفيق . جمع آن قرناء است .
شرحها
در آيات گذشته ، اعراض مشركان و آنچه مىگفتند :
قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ
نقل و جواب داده شد ، در اين آيات ، مشركان تهديد شدهاند كه در صورت ادامه عناد ، به سرشان همان خواهد آمد كه به سر قوم عاد و ثمود آمد و سپس در روز قيامت ، اعضاء بدنشان به اعمال آنها گواهى خواهد داد و اهل آتش خواهند بود .
13 -
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ
.
مراد از صاعقه در اينجا ، مطلق عذاب هلاك كننده است ، آتش ابر باشد يا طوفان و نظير آن ، بيان اين دو صاعقه در آيات بعدى خواهد آمد ، « انذرتكم » به لفظ ماضى براى تحقق است .
14 -
إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا