تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
دهند ، ليكن گمان مىكرديد كه خدا بسيارى از آنچه را كه مىكنيد نمىداند . 23 - اين گمانى كه به خدايتان كرديد ، هلاكتان كرد تا از زيانكاران شديد . 24 - اگر صبر كنند ، آتش جايگاه آنهاست و اگر خوشنودى خواهند مقبول العذر نخواهند بود 25 - براى آنها قرينانى عوض گرفتيم كه اعمال حال و گذشتهءشان را خوب جلوه دادند ، وعدهء عذاب بر آنها حتمى شد ، در امتهايى كه پيش از آنها گذشته‌اند از جن و انس ، آنها زيانكاران بودند .

كلمه‌ها

صاعقه : آتشى كه از ابر مىريزد و هر هلاك كننده . طبرسى فرمايد : آن هر هلاك كننده است و در عرف نام آتشى است كه از آسمان نازل گشته و مىسوزاند . عاد : قوم حضرت هود عليه السّلام ، ثمود نام قوم صالح عليه السّلام است . يجحدون : جحد : انكار شىء از روى علم و دانسته . صرصر : باد شديد الصوت يا باد بسيار سرد . تكرار لفظ دال بر مبالغه است اين كلمه سه بار در قرآن مجيد آمده و در هر سه ، وصف بادى است كه بر قوم « عاد » و زيد و هلاكشان كرد . فصلت / 16 ، قمر / 19 ، حاقه / 6 ، در مجمع فرموده : باد شديد الصوت ، آن از صره به معنى صيحه ، به قولى به معنى سرد است . نحسات : نحس : شوم و شومى ، مصدر و اسم آمده است ، جمع آن در صورت اسم بودن « نحسات » است . استحبوا : راغب گويد : در صورت آمدن با « على » معناى اختيار به آن اشراب مىشود « استحبوا » : اختيار كردند . يوزعون : وزع : منع و حبس . « وزعه عن الامر : منعه و حبسه » على هذا