و پلى از معرفت ، ميان خالق و خلق به وجود مىآورند كه همهء تاريكيها و اوهام باطل از ميان برداشته مىشود ، حقا كه قرآن نمونهاى از رحمت همگانى و هميشگى خداست .
1 -
حم
.
اين كلمه چنان كه گفته شد در قرائت كوفى ، به تنهايى يك آيه شمرده شده است .
2 -
تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
.
يعنى رحمان و رحيم بودن خداوند ، نزول قرآن را لازم گرفته است تا بندگان از رحمت خداوندى بهرهمند گردند ، تنزيل خبر مبتداى محذوف و به معناى مفعول است يعنى « هذا الكتاب منزل من الرحمن الرحيم » .
3 -
كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
.
خبر است بعد از خبر يعنى : « هذا كتاب فصلت آياته » قرآنا عربيا حال است از « آياته » بعيد نيست كه قرآن به معناى « مقروء » باشد ، مراد از عربى بودن ، روشن و قابل فهم بودن است مجمع البيان و الميزان آن را زبان عربى گفتهاند .
« يعلمون » در آيه ظاهرا به معنى تعقل و درك است نظير :
قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ
انعام / 98 .
پس از آنكه در آيه سابق گفته شد كه قرآن نمونه رحمت خداست در اين آيه مىگويد : در تفصيل و بيان آيات آن ، خوانا و قابل فهم بودن در نظر گرفته شده تا مشركان نگويند : ما قدرت فهم آن را نداريم و
قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ
على هذا اين بيان ، ردى است بر اشكالى كه از مشركان نقل خواهد شد نظير :
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
زخرف / 4 .
4 -
بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
.