اگر نبخشايد و شفاعت را مشمول نشود و يا كافر باشد ، و نيز عمل صالح به شرط ايمان به توحيد سبب دخول بهشت است ، آيه صريح است در اينكه در قبول عمل و داخل شدن به رحمت ، زن و مرد فرقى ندارند .
يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ
.
گويى اشاره است به
وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
ق / 30
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
نساء / 173 در اين آيه سبيل رشد با مختصر بيان روشن شده است .
41 -
وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ
.
معلوم مىشود كه آنها نيز او را دعوت به شرك و ربوبيت فرعون مىكردهاند منظور دعوت به ايمان و كفر است كه سبب نجات و آتش است مسبب در جاى سبب نشسته است . آن گاه در بيان اين سخن گفته است ، 42 -
تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ
.
مراد از « علم » حجت و دليل است نداشتن علم نشانهء نداشتن دليل است « و اشرك » بيان « لا كفر » مىباشد آن گاه گويد : ولى من شما را به طرف خدايى مىخوانم كه غالب و تواناست و تائبان را مىبخشايد .
43 -
لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ
.
استدلال است بر بطلان شرك و شركاء يعنى از طرف آنچه شريك خدا مىدانيد تا به حال پيامبرى نيامده كه به سوى او دعوت نمايد و آن گهى برگشت همهء ما به سوى خداست نه به سوى معبودهاى باطل على هذا ناچار اهل تجاوز اهل آتش خواهند بود مىشود از آيه فهميد كه لازمه معبود بودن دعوت و ارسال است .