كه با عمارت چند مترى مىشود به آسمانها راه يافت به نظر مىآيد : فرعون در اثر اصرار مرد مؤمن و عدم موافقت درباريان در رابطه با قتل موسى با اين دستور خواسته موقعيت خويش را در مقابل درباريان و مردم تا حدى حفظ كند و گرنه آن احمق مىدانسته كه اين كار شدنى نيست .
وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ
.
منظور از
سُوءُ عَمَلِهِ
ظاهرا انكار نبوت موسى و مجادله با اوست ، يعنى اين چنين شيطان ، عمل قبيح او را در نظرش خوب متجلّى كرد و از راه حقّ بازش داشت اين حيله و تدبيرش نيز جز در خسران و تباهى نيست كارى از پيش نمىبرد جملهء
وَ ما كَيْدُ . . .
حكايت حال ماضى است .
38 -
وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ
.
از اين آيه آنها را به پيروى از خود كه پيروى از موسى است فرا خوانده مراد از سبيل رشاد در مقابل سخن فرعون است كه نظر خويش را سبيل الرشاد خوانده راه كمال همانست كه در آيات بعدى بيان مىشود .
39 -
إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
.
اين همان واقعيتى است كه همهء انبياء بيان فرمودهاند نكره آمدن « متاع » براى « قلّت » و كمى است نظير
قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ
نساء / 77 مراد از « القرار » ظاهرا خلود و ثبات است نه عدم تغيير و از بين رفتن كهولت از اشياء ، و اللَّه العالم .
40 -
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
.
مصداق سبيل رشاد است و آن اينكه گناهكار فقط به قدر گناهش كيفر مىبيند