عليه السلام بعد از وزير دارايى شدن ، بر اهل مصر مبعوث شده و معجزات آورده است .
فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا
.
معلوم مىشود كه تا يوسف در قيد حيات بوده در نبوت او شك داشتهاند و بعد از مرگ ، او را به پيامبرى قبول كرده و گفتهاند ديگر پيامبرى نخواهد آمد و با اين سخن ، حرف اولى خويش را نقض كردهاند و مصداق
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ . . .
بودهاند .
در قاموس قرآن مادهء « هلك » گفتهايم كه مادهء هلاك در وقت نزول قرآن در مرگ عادى نيز به كار مىرفت چنان كه در اين آيه است ، ولى بعدا به مرگ شفا و تبار اختصاص يافته است .
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ
.
تأكيد و توضيح مطلب آيه است .
35 -
الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ
.
وصف مسرف مرتاب است كه بدون دليل دربارهء آيات خدا مجادلهء باطل مىكنند و مىخواهند آنها را ردّ كنند ، افراط و تزلزل قلب ، آنها را به چنين كار واداشته است ، منظور از « آتاهم » ظاهرا آمدن از جانب خداست .
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
.
يعنى جدال آنها از لحاظ مبغوض بودن در نزد خدا و مؤمنان بزرگ است به عبارت ديگر ، خدا و مؤمنان مجادلهء آنها را مبغوض مىدارند . زيرا كه با حق مقابله مىكنند .