إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ
.
اين گفته از كفار به دنبال نداى آيهء قبلى خواهد بود ، اينكه دو دفعه زنده كردن و دو دفعه ميراندن را مطرح كردهاند يعنى خدايا در اين عذاب كردن حق با تو است ، با اين چهار عمل كاملا روشن شد كه ما گناهكار بودهايم ، پس به گناهمان اقرار مىكنيم آيا اين اعتذار راهى به خروج از آتش باز مىكند ؟
در سورهء بقره آمده :
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
/ 28 ، اين آيه در بيان آنست كه ما پيش از ورود به صلب پدر و رحم مادر ، مواد مرده و بيجان بودهايم ، سپس با آمدن به دنيا زنده شديم ، آن گاه از دنيا مىميريم و بعد در آخرت زنده مىشويم و سپس به طرف رحمت يا عذاب خدا مىرويم .
به نظر مىآيد : منظور از آيهء
أَمَتَّنَا . . .
نيز اين چهار مرحله است النهايه به حالت اولى كه مادهء بيجان بودهايم به علّت تغليب « اماته » اطلاق شده است ، طبرسى رحمه اللَّه در جوامع الجامع آن را اختيار كرده است .
بعضى گويند : اماتهء اوّل مردن در دنيا و اماتهء دوّم مردن در قبر بعد از زنده شدن در آنست احياء اول ، زنده شدن در قبر براى سؤال قبر و احياء دوم زنده شدن در آخرت است ، اين قول « سدى » است كه الميزان نيز آن را قبول دارد .
ولى قول اول قوى به نظر مىرسد ، زيرا احياء و اماته در قبر در آن حدى نيست كه اين مقدار به آن تكيه شود ، وانگهى زنده شدن در دنيا به حساب نيامده و لازم بود كه گفته شود « احييتنا ثلاثا » در الميزان فرموده : علت عدم ذكر ، آن است كه آفريدن و زنده كردن در دنيا سبب يقين به معاد نمىشود ، ولى اين سخن بعيد است زيرا خدا با آن به معاد استدلال كرده و مىگويد :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
اعراف / 29
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
واقعه / 62 .