مطويات : طى : پيچيدن . مطوى پيچيده شده جمع آن مطويات است .
صور : شيپور . در قاموس و اقرب گويد : صور شاخى است كه در آن مىدمند ، آن ده بار در قرآن مجيد آمده و همه دربارهء قيامت است .
صعق : در اقرب الموارد گويد : « صعق الرعد صعقا : اشتد صوته » پس صعق شدت صوت رعد است ، راغب صاعقه را صيحهء بزرگ گفته است مراد از آن در آيه مرگ است كه لازمهء صاعقه زدگى مىباشد .
زمر : ( بر وزن صرد ) دستهها و فوجها . مفرد آن زمره است در صحاح گويد : الزمرة : المجاعة من الناس و الزمر : الجماعات » آن فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است .
خزنتها : آن جمع خازن به معنى محافظ و نگهبان است ، خزن ( بر وزن فلس ) به معنى حفظ و نگهدارى است ، خزانه ( بكسر اول ) :
محل حفظ شىء .
حافين : احاطه كنندگان . « حف القوم بالشيء : اطافوا به » در نهج البلاغه آمده «
حفت الجنة بالمكاره . . .
» .
شرحها
اين آيات نوعى برگشت به مطالب گذشته و بيان آنها در قالب ديگرى است ، ابتداء خلقت كائنات و تدبير آنها را به خدا منحصر مىكند ، نتيجه اين سخن آنست كه معبود ، بايد خدا باشد ، لذا مىگويد : اى جاهلان آيا مىخواهيد جز خدا را پرستش كنم ؟