بدا : به دو : آشكار شد . « بدا » : آشكار شد .
حاق : حيق : احاطه كردن . « حاق » : احاطه كرد .
ضر : بد حالى . « الضر : سوء الحال » خواه در نفس باشد يا در بدن يا در جاه و مال .
خولناه : خول ( بر وزن شرف ) عطيه تخويل : اعطاء و در اصل به معنى تمليك عطيه است .
اغنى : كفايت . بىنيازى . اگر با « عن » و « من » باشد به معنى كفايت و بدون آن دو به معنى بىنياز كردن .
يقدر : قدر ( بر وزن عقل ) : توانايى : تنگ گرفتن . آن در آيه به معناى دوم است .
شرحها
در تعقيب مطالب گذشته در اين آيات بيان شده : آنان كه عقيده به آخرت ندارند ، چون خدا ياد شود قلوبشان به حالت انكار و تنفر مىآيد و چون معبودهاى باطل ياد شود ، شاد مىگردند ، اين يك وضع دردناك و خانمانسوز است ، لذا بايد گفت : خدايا تو ميان بندگان بهترين داورى .
چون موقع عذاب در رسد و پرده از روى حقائق برداشته شود ، چنين كسانى به هيچ وجه راه نجات ندارند ، آن وقت فرموده : اين جريان بعيد نيست ، زيرا آنها فقط به وقت احساس ضرر به خدا روى مىآورند و در وقت نعمت ، آن را از خودشان مىدانند ، گذشتگان نيز چنان بودند ولى به حالشان سودى نبخشيد ، اگر دقت كنند خواهند ديد كه قبض و بسط روزى در دست خدا است ، به هر حال اين آيات ترسيمى است از انسانهايى كه عقيده به آخرت ندارند و در شرك و طغيان