تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
18 -
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
. در اين آيه چند مطلب مطرح است اوّل اينكه هر كس مسئول گناه و عملكرد خويش است ، هيچ كسى بار گناه ديگرى را برنمىدارد ، و اگر نفس سنگين شده با بار گناه ، ديگرى را به حمل بار خود بخواند باز از گناه او برداشته نمىشود ، هر چند كه دعوت شده از اقوام گناهكار باشد . به نظر مىآيد و اللَّه اعلم ، عذاب جهنّم مانند درد شكم و امثال آنست كه نه به كسى مىتواند آن را تحويل بگيرد . فاعل « كان » از « تدع » فهميده مىشود . اين قسمت از آيه ظاهرا دفع دخل است ، گويى سؤال مىشود : بد كاران كه به حكم
إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ
از بين مىروند ، گناه نيكوكاران چيست ؟ جواب آمده كه حكم ايندو از هم جداست ، عذاب فقط شامل بدكاران خواهد بود ، و اگر احيانا نيكوكاران نيز از بين رفتند مورد رحمت قرار مىگيرند . دوم -
إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
. يعنى انذار آن حضرت فقط در حق اهل خشيت و اهل نماز مؤثر خواهد بود ، انتظار نكشد كه همه به وى ايمان آورند
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ
يس / 11 منظور از خشيت به غيب ، ترسيدن از خدا در اين جهان است كه غائب از جهان آخرت است . آنها كه عقيده به معاد ندارند و با نماز خواندن با خدا ارتباط ندارند ، انذار در وجودشان اثرى ندارد . سوم -
وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
. هر كه هدايت تو را قبول كند ، و ظاهر و باطن خويش را به وسيلهء