وازرة : وزر : سنگين و سنگينى . اسم و مصدر هر دو آمده است وازرة يعنى نفسى و انسانى كه حامل سنگينى است ، اين لفظ اغلب در « بار » گناه به كار رفته است يعنى : نفس گناه دار ، گناه ديگرى را برنمىدارد .
حمل : ( بكسر اوّل ) بار ظاهرى مانند باريكه بر دوش گيرند و بفتح اوّل به معنى بار باطنى است مانند فرزند در شكم مادر .
تزكى : از باب تفعّل به معنى پاك شدن است . زكات در اصل به معنى نموّ و زيادت و پاكى آيد .
جرور : باد گرم ، چنان كه طبرسى و راغب گفتهاند ، به معنى حرارت آفتاب نيز آيد .
زبر : ( بر وزن عنق ) نوشتهها و كتابها . مفرد آن زبور است ، طبرسى زبور را كتاب حكمت ( و اخلاق ) فرموده است ، آن با آيهء شريفه مناسب است .
نكير : انكار كردن ، آن به معنى عذاب است كه نتيجهء انكار اعمال قبيح از جانب خداست ، آن در تقدير « نكيرى » و اضافه بياء متكلّم مىباشد .
شرحها
در الميزان مىگويد : چون در آيات گذشته بيان شد كه خلقت و تدبير خاصّ خداست ، او ربّ العالمين و حكومت از آن اوست ، در اين آيات همان مطلب را بيان ديگرى توام با تهديد روشن مىكند و آن اينكه خدا از مردم بىنياز است و مردم به خدا نيازمند مىباشند ، خدا مىتواند آنها را ببرد و