لفظ « بالحقّ » مربوط به ارسال است يعنى ما تو را به حق بشير و نذير فرستادهايم و اين سنّت الهى است و در هر امّت انذار كنندهاى بوده است .
آيه صريح است در اينكه هر امّتى را پيامبر و انذار كنندهاى بوده است النهايه يا از خودشان و يا از ديگران ، زيرا كه فرموده
خَلا فِيها نَذِيرٌ
و نفرموده « خلا منها نذير » چنان كه در الميزان گفته است . على هذا يا از خودشان و يا از اقوام ديگر بوده كه خودش يا دعوتش به ميان آنها آمده است .
علّت اين كار ، مسئله عموم رسالت است ، سنّت خدايى لازم گرفته كه براى هدايت بندگان ، پيامبران مبعوث شوند
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
اسراء / 15 ، على هذا بايد در هر امّت مسئلهء ارشاد و هدايت عملى شود .
اين مطلب راجع به عموم من حيث العموم است امّا راجع به فرد فرد اشخاص ، اگر دعوت انبياء برسد و توجّه پيدا كنند ، در قبول و عدم قبول پيش خدا مسئول مىباشند و اگر در اثر تزاحم اسباب و علل ، از رسيدن دعوت محروم باشند جزء مستضعفين خواهند بود ، ظاهرا اگر در حدّى كه معرفت و علم دارند عمل كنند و نيكوكار باشند مورد رحمت خدا واقع خواهند شد ، رجوع شود به آيهء
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
انعام / 19 و آيهء :
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
نساء / 98 ( استفاده از الميزان ) .
25 -
وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ
.
تسليتى است بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، و دستورى است دربارهء استقامت آن حضرت ،
« البليّة اذا عمّت طابت »
وانگهى دارندهء مسئوليت بزرگ بايد به اين تكذيبها خود را آماده كند ، منظور از بيّنات ، معجزهها و از زبر ، حكمتها