تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
اصنام نه قدرت دفع شرّ دارند نه جلب نفع ، زيرا كه در خلقت خطى ندارند . سپس بعد از مقدارى نتيجه گيرى ، مسئلهء قبض ارواح در وقت مرگ و خواب مطرح مىشود كه يعنى تدبير و جريان كار انسانها در دست خداست كه نه در دست شىء ديگر . آن گاه شفيع بودن بتها مطرح مىشود ، در آيهء اخير مىفرمايد : واسطه قرار دادن در دست خداست ، اصنامى را كه نه چيزى مىفهمند و نه مالك چيزى هستند ، شفيع قرار نداده است . 38 -
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
. اين مطلب در بسيارى از آيات تكرار شده است ، مشركان در وجود خدا به عنوان خالق شكى نداشتند ، ما بعد آيه مىفرمايد : ضرر و رحمت نيز داخل در خلقت هستند لذا بتها در آن دو دخالتى نتوانند داشت ، چون كشف ضر و ممانعت از رحمت يك نوع خلقت است و خلقت مربوط به خداست .
قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ
. اين قسمت از آيه چنان كه گفته شد تفريع است بر آنكه خلقت دست خداست كشف ضرر و ممانعت از رحمت نيز جزء خلقت است ، اصنام را در آن دخالتى نيست ، پس خلق و تدبير هر دو راجع به خداست . در الميزان فرموده : اينكه فقط ازالهء ضرر و منع از رحمت عنوان شده براى آنست كه مشركان آن حضرت را در رابطه با اين دو امر از بتهاى خود مىترسانيدند .
قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ
. يعنى : حالا كه خلقت در دست خداست ، بتها نيز دفع ضرر و منع از رحمت نتوانند كرد ، پس خدا براى من بس است كه تدبيرم نيز در دست او است و حالا