تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
41 - ما بر تو اين كتاب حق را براى مردم نازل كرديم ، هر كه هدايت بپذيرد به نفع خودش است و هر كه گمراه شود بر عليه خود مىشود ، تو بر آنها وكيل نيستى . 42 - خدا ارواح را به وقت مردن ابدان ، تحويل مىگيرد ، و آنكه بدنش نمرده به وقت خواب تحويل مىگيرد ، آن را كه مرگش را خواسته است ، نگاه مىدارد ، ديگرى را تا اجل معين رها مىكند ، در اين ، نشانه‌هايى است براى قومى كه تفكر مىكنند . 43 - بلكه جز خدا شفيعانى گرفته‌اند ، بگو و هر چند كه چيزى را مالك نيستند و شعورى ندارند ؟ 44 - بگو : واسطه قرار دادن همه‌اش خاص خداست ، حكومت آسمانها و زمين براى اوست سپس به سوى او بر مىگرديد .

كلمه‌ها

كاشفات : كشف : ازاله و از بين بردن ، « كاشفات » : از بين برندگان ، آمدن صيغهء جمع مؤنث ظاهرا به علت آنست كه وصف مذكر لا يعقل با الف و تا جمع بسته مىشود مثل ايام خاليات ، مرفوعات ، منصوبات مكانت : تمكن و امكان . وكيل : كسى كه كار ديگران به او واگذار شده است ، و كل ( بر وزن عقل ) و وكول : واگذار كردن . يتوفى : توفى : اخذ كامل و تحويل گرفتن . انفس : در اينجا به معنى ارواح است . شفعاء : واسطه‌ها . شفيع : واسطه ، در اصل به معنى جفت كردن است .

شرحها

در اين آيات روشن شده كه مشركان به خالق بودن خدا اقرار دارند وجود بد حالى « ضرّ » و رحمت نيز داخل در خلقت است حال كه خالقى جز خدا نيست