الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
.
آيه راجع به كسانى است كه قرآن را تصديق كردهاند و در
وَ صَدَّقَ بِهِ
گذشت .
در مجمع البيان « اسوء » را شامل شرك و گناهانى دانسته كه قبل از ايمان مرتكب شدهاند و با ايمان و احسان و رجوعشان الى اللَّه ، آمرزيده خواهند شد ، الميزان آن را مىپسندد ولى به نظر مىآيد كه منظور از « اسوء . . . » همان شرك و كفر باشد ، از آن معلوم مىشود كه گناهان ديگر به طريق اولى آمرزيده خواهد شد و اين عبارت اخراى « الاسلام يجب ما قبله » است .
در جملهء اخير مراد آن نيست كه خدا به اعمال احسن پاداش مىدهد و به اعمال ديگر نمىدهد ، بلكه ظاهرا مراد آنست كه همهء اعمال را احسن حساب كرده و پاداش مىدهد به قول بعضى همهء گناهان اسوء و همهء اعمال نيك احسن هستند .
به عبارت ديگر : خدا گذشتههاى آنها را مىآمرزد و به اعمال نيكشان بهترين اجرها را مىدهد ،
لِيُكَفِّرَ . . .
تعليل
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ
است و شايد لام آن براى غايت باشد .
36 -
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
.
صدر آيه مقدمه است براى
وَ يُخَوِّفُونَكَ . . .
يعنى از تهديد آنها مترس خدا ترا كفايت خواهد كرد نظير
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
بقره / 137 ، آن گاه فرموده : اميدى به هدايت آنها نيست زيرا كه خدا اضلالشان كرده است ، آيهء بعدى نشان مىدهد كه هدايت شدهء خدا را اضلال نتوان نمود ، على هذا باكى بر آن حضرت از تهديد مشركان نيست .