كه فقط به شوهران خود عشق و علاقه دارند .
اتراب : ترب : همسال . دو همسال را از آن ترب گويند كه با هم خاكبازى ميكنند ، لفظ اتراب سه بار در قرآن مجيد در وصف حوريان بهشتى آمده است ، منظور همسال بودن با شوهران است .
نفاد : تمام شدن . فانى شدن . « النفاد : الفناء » .
مهاد : آماده شده . مهد در اصل به معنى آماده كردن است .
حميم : آب جوشان . طبرسى فرموده « الحميم : الماء الحار » راغب قيد شدت را بر آن افزوده است .
غساق : طبرسى آن را چرك بد بو معنى كرده ، راغب آنچه از پوست بدن اهل آتش متقاطر مىشود گفته است ، بعضى آن را آب كدر و كثيف گفتهاند ، آن فقط دو بار در كلام اللَّه آمده است .
شكل : مثل . شبيه ، طبرسى فرموده : به فتح اول ، شبيه و به كسر آن نظير در حسن است .
مقتحم : اقتحام وارد شدن به سختى . راغب گويد : قرار گرفتن در وسط سختى مخوف است « مقتحم » وارد شونده .
مرحبا : رحب : وسعت و فراخى . « مرحبا بك » يعنى بوسعت و فراخى برسى .
قرار : مصدر است به معنى ثبات ، و اسم مكان است به معنى محل استقرار .
سخرى : ( به ضم و كسر سين ) به دو معنى آيد : مسخره شده و تسخير
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٤٣