148 -
فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
.
مراد ايمان به يونس عليه السّلام است از « حين » وقت مرگ است .
نكتهها :
ماجراى يونس عليه السلام :
نام مبارك اين پيامبر بزرگوار فقط چهار بار در قرآن مجيد آمده است ، اول در سورهء انعام / 86 كه با
وَ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَ كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ
او را از مفضّلين شمرده است .
دوم در سورهء انبياء / 87 و 88 كه گذشت ، سوم در اين سوره كه بررسى شد ، چهارم در سوره ق كه فرموده :
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
/ 48 - 50 ، اكنون چند امر در اينجا مىآوريم .
اول - نمىشود گفت كه يونس عليه السّلام در خارج شدن از ميان قوم خويش گناه كرد ، زيرا انبياء عليهم السّلام معصومند و خدا دربارهء ايشان فرموده :
وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
صافات / 181 ، حاشا كه پيامبر مرتكب گناه شود با آنكه مشمول
وَ كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ
از جملهء
فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ
انبياء 78 روشن مىشود كه آن حضرت مانعى نمىديد كه از ميان قومش خارج شود و مثلا در جاى ديگرى تبليغ كند و اگر بيرون رفتن را حرام مىدانست ديگر « ظنّ » مورد نداشت و به يقين مىدانست كه خدا بر وى تنگ خواهد گرفت .
ولى ناگفته نماند : از جملهء
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ
كه به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خطاب مىشود : صبر كن و مانند يونس نباش و از جملهء « فظن ان لي نقدر عليه » معلوم مىشود كم صبرى كرده و صلاح آن بود كه از ميان قوم خود خاري نشود و قهر نكند و اللَّه العالم .