دوم علت انداختن به دريا :
در تورات فعلى كتاب يونس نبى عليه السّلام مىنويسد : ملاحان اسبابى را كه در كشتى بود به دريا ريختند تا آن را سبك سازند و چون كشتى نجات نيافت و دريا آرام نگرفت گفتند : بيائيد قرعه بياندازيم تا روشن شود اين طوفان به سبب چه كسى بر ما وارد آمده است ، پس قرعه انداختند و قرعه به نام يونس در آمد . . . يونس گفت مرا برداشته به دريا افكنيد تا طوفان آرام گيرد زيرا كه اين طوفان به سبب من پيش آمده است ، او را به دريا انداختند ماهى بزرگى او را فرو برد يونس سه شب و روز در شكم ماهى ماند . از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده :
« لبث يونس في بطن الحوت ثلاثة ايام فنادى في الظلمات ظلمة بطن الحوت و ظلمة الليل و ظلمة البحر . . . » .
از اين نقل معلوم مىشود كه احساس كردهاند ، علّت طوفان آن بوده بندهء گناهكارى در ميان آنها هست ، بايد او را به دريا اندازند تا طوفان آرام گردد در روايات اسلامى نيز چنين است ولى گفته شد كه ظهور آيات غير از آن است و اللَّه العالم .
آن دريا كدام بود :
در روايات هست كه يونس عليه السّلام براى اهل نينوى مبعوث شده بود ، گويند : آن از توابع موصل بود ، در تورات در كتاب يونس باب اوّل آمده : يونس خواست بر « ترشيش » فرار كند و به « يافا » آمد ، به كشتى نشست تا عازم « ترشيش » بشود ، ترشيش از سواحل اسپانيا و نيز قريه ايست در « لبنان » و « يافا » نيز از شهرهاى فلسطين و در كنار مديترانه است ، على هذا آن حضرت از يافا به كشتى سوار شده ، مىخواست به اسپانيا يا به افريقا برود ، در اين صورت ، او در درياى مديترانه به شكم ماهي رفته است .
در بعضى تفاسير بحر قلزم به چشم مىخورد ، مراد از آن درياى سرخ است در اين صورت آن حضرت مىخواسته از سواحل عربستان يا خليج عقبه به افريقا