111 - او از بندگان مؤمن ما بود
112 - ولادت اسحاق را به او مژده داديم كه پيامبرى از صالحان خواهد بود .
113 - بر او و بر اسحاق بركت گذاشتيم و از نسل آن دو نيكوكار و آشكارا ظالم به نفس هست .
كلمهها
شيعته : شيعه : پيروان . « شيعة الرجل : اتباعه و انصاره » ( قاموس قرآن ) افك : ساخته . دروغ . آن در اصل به معنى برگرداندن چيزى است از حقيقتش .
سقيم : مريض . پريشان حال . سقم ( بر وزن شرف و قفل ) : مرض بدن ، به مرض قلب نيز گفته مىشود . كلام سقيم نيز آمده است .
راغ : روغ : ميل بر سبيل حيله . طريق رائغ آنست كه مستقيم نباشد ، منظور از آن در آيه پنهانى رفتن است .
يزفون : زفيف : سرعت سير . « زفّ العير زفيفا : اسرع « يزفّون » سرعت و شتاب مىكردند .
تله : تلّ : مكان مرتفع ( تپّه ) قاموس و مجمع البيان معناى اوّلى آن را به خاك انداختن گفتهاند .
تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
يعنى او را به پيشانى به زمين انداخت .
راغب گويد : يعنى او را به پيشانى بر تلّ انداخت ، در لغت آمده : « تلّه : صرعه » .