تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
87 - گمان شما به خداى جهان چيست ؟ 88 - به ستارگان نگاه كرد . 89 - گفت : من مريضم . 90 - پشت‌كنان از او رو گرداندند . 91 - به سوى معبودهاى آنها رفت و گفت آيا نميخوريد ؟ 92 - چرا سخن نمىگوئيد ؟ 93 - بر آنها رفت و با دست آنها را مىزد . 94 - مردم شتابان رو به ابراهيم كردند . 95 - گفت : آيا عبادت مىكنيد به آنچه مىتراشيد ؟ 96 - خدا شما و آنچه را كه مىكنيد آفريده است . 97 - گفتند براى او بنائى بسازيد و او را در آتش بزرگ بياندازيد . 98 - به او قصد حيله كردند ، مغلوبشان گردانديم . 99 - گفت : من به سوى پروردگارم مىروم حتما هدايتم مىكند . 100 - خدايا فرزندى از نيكوكاران بر من عطا كن . 101 - پسرى بردبار را به او مژده داديم . 102 - چون با پدرش بجوانى رسيد ، ابراهيم گفت : فرزند عزيزم من در خواب مىبينم كه تو را ذبح مىكنم ، به بين چه نظرى دارى ؟ گفت : پدرم آنچه را كه مأمور هستى بكن انشاء اللَّه . مرا از صبر كنندگان مىيابى . 103 - چون هر دو تسليم شدند و او را بر پيشانى به خاك گذاشت . 104 - و ندايش كرديم كه اى ابراهيم . 105 - حقا كه خوابت را خوب عمل كردى ، ما نيكوكاران را بدينسان پاداش مىدهيم . 106 - حقا كه اين امتحان آشكارى است . 107 - و قربانى بزرگ را از او عوض داديم . 108 - و دعوت او را در آيندگان بر او باقى گذاشتيم . 109 - سلام از ما بر ابراهيم . 110 - بدينسان نيكوكاران را پاداش مىدهيم .