در جاى ديگر آمده :
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
دخان / 43 و نيز
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ
واقعه / 52 ( نعوذ باللّه منها ) ولى كلمه زقوم در لغت فرو بردن لقمه است با كراهت و مشقت شديد . و زقوم را كره با خرما و نيز پليدترين درخت تلخ در تهامه گفتهاند به نظر مىآيد نظر قرآن مجيد به همان پليدترين درخت تلخ است كه عرب مىشناختند .
64 و 65 -
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
تعريف درخت زقوم است ، اصل به معنى قعر جهنم است درخت در آتش مىرويد ، سبحان اللَّه ، دربارهء
كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
چند قول هست يكى آنكه در مجمع البيان و كشاف گفته است : رؤس الشياطين ميوهء درختى است كه « استن » نام دارد و شبيه به انسان است .
ديگرى آنكه : اين تشبيه به عنايت آنست كه در اوهام مردم ، شياطين در اقبح صورت مصدر است چنان كه ملك در احسن صورت مشبّه به در اذهان مردم مصور است و آن تشبيه به شىء معلوم است نه بشىء نامعلوم ، على هذا معنى آيه آنست كه : ميوهء درخت زقوم هر چه بيشتر كريه و ناخوشايند و ترس آور است الميزان اين نظر را پسنديده و آن سومين وجهى است كه در مجمع نقل شده است .
امرء القيس به دشمن خود شاخ كشيده و در وصف نيزهاش گفته است
أ يقتلني و الشرفى مضاجعى * و مسنونة زرق كانياب اغوال
يعنى : آيا آن مرد مىتواند مرا بكشد حال آنكه شمشير مشرفى و نيزه كبود سنان همچون دندان غولها همخوابهء من و در كنار من است ؟ ! نوك نيزهاش را به دندان غولها تشبيه مىكند ، غول گر چه وجود ندارد ولى به عنوان يك شىء مخوف در اذهان مصور است ( و اللَّه العالم )