69 - ما به پيامبر شعر نياموختهايم و به او سزاوار نيست ، گفتهء او نيست مگر بيدارى و قرآن آشكار .
70 - تا بترساند كسى را كه عاقل باشد و وعدهء عذاب بر كافران حتمى گردد .
71 - آيا ندانستهاند كه ما از آنچه دستمان كار كرده براى آنها چهار پايان آفريدهايم كه به آنها مالكند .
72 - چهارپايان را براى آنها رام كردهايم ، از آنهاست مركوبشان و از آنها مىخورند .
73 - برايشان در چهارپايان منافع و نوشيدنيهاست آيا شكر نمىكنند ؟ !
74 - جز اللَّه معبودهايى گرفتند كه شايد يارى شوند .
75 - معبودها قدرت يارى آنها را ندارند بلكه آنها براى معبودها لشكر آمادهاند .
76 - سخن مشركان محزونت نكند ، ما آنچه را كه نهان مىدارند و آنچه را كه آشكار مىكنند مىدانيم .
كلمهها
طمسنا : طمس : كهنه شدن و محو شدن و نيز كهنه كردن و محو كردن لازم و متعدى هر دو آمده است ، راغب گويد : به معنى ازالهء اثر به طور محو كردن است .
مسخناهم : در مجمع البيان و قاموس گويد : مسخ عوض شدن شكل و صورت شىء است به شكل قبيح ، راغب عوض شدن شكل و اخلاق گفته است . اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است .
مضى : رفتن . گذشتن .
ننكسه : نكس : وارونه كردن ( نگونسار كردن ) در لغت آمده : « نكسه نكسا : قلبه على رأسه و جعل اسفله اعلاه » منظور از آن در آيه بر گرداندن به
أَرْذَلِ الْعُمُرِ
است .
ذللناها : ذل : ( بكسر اول ) رام شدن « ذللناها » : رام كردهايم آنها را .