مىآيد « و يكان » در آيه مركب است از « و يك » و « ان » يعنى عجبا تحقيقا خدا چنين مىكند .
معاد : مصدر ميمى است به معنى عود و برگشتن و نيز اسم زمان و مكان آيد ، گويند مراد از آن در آيه اسم مكان است .
هالك : هلاك : ضايع شدن و تباه گشتن . طبرسى ذيل آيهء 195 از سوره بقره اضافه مىكند : آن بودن چيزى است به طورى كه دانسته نشود در كجاست « هالك » : ضايع و تباه شونده .
وجهه : وجه در اين گونه آيات به معنى ذات است ( قاموس قرآن وجه ) .
شرحها
الميزان آمدن ماجراى قارون را در اين قسمت از سوره چنين توجيه مىكند : خداوند بعد از نقل كلام مشركان كه گفتند :
إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا
و جواب آن ، قصهء قارون را آورده تا مشركان عبرت گيرند ، زيرا او هم مانند مشركان بود كه دعوت حق را نپذيرفت و بد عاقبت گرديد ( و اللَّه العالم ) .
در اين آيات مىخوانيم كه قارون مرد ثروتمندى بود ، تكبر پيشه كرد در مقابل خداوند ادعاى استقلال نمود و
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
گفت ؛ نصيحت خير خواهان را در گوش نگرفت ، ثروت خويش را در خود نمايى به رخ مردم كشيد ، عاقبت خود و خانهاش در اثر زلزلهاى كه دهان زمين باز شده بود فرو رفت ، به هر حال در اين آيات يك متكبر متكى به ثروت مجسم شده و در آخر خرد گرديده است .